خداحافظی با روستای آوین
با آنکه امسال برای تردد به محل کارم در آوین روزهای خیلی سختی را گذراندم.تا از بدترین روزهای عمرم رقم بخورد.فشار هوا و غلظت آن در کنار سردی دو منطقه متفاوت خیلی از انرژی ام را هدر داد.اما خوشحال هستم در کنار مردمانی بودم.که با تمام مشکلاتشان از حد نهایت توان انسانی مایه گذاشتند.در این یکسال مردم و دانش آموزان برای ما زحمت کشیدند.و با سعه صدر و مهربانی هایشان مارا شرمنده کردند.بخصوص همکار خوبمان حاج جمشید عیسی خانی بعنوان برادر و یک دوست خوب ،روی من خیلی تاثیر مثبتی گذاشتند.تا آنچه را که لازم بود.از او آموختم.
امسال از این روستا وداع خواهم کرد.تا خاطرات آن را در زمانهای دوری به عنوان پر تجربه ترین آن با شرایط ویژه داشته باشم.برای اتمام خدمت در این روستا چند روزی باقی نمانده است.اگر خدا عمری داد و شرایط مهیا بود.حتما به پاسداشت مهربانی های مردم این روستا از آوین تا میانه در این چند روز باقی مانده در یک روز رکاب خواهم زد.تا دین انسانی ام را در قبال محبت مردم این روستا به جا بیاورم.هرچند این روزها ترافیک برنامه هایم سنگین هست.اما به لطف خدا حتما این کار را خواهم کرد.

این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد