نگاه را نگاه می دانیم
نشریه نگاه، نشریه وزارت آموزش وپرورش است. دوست نداریم آن را به چالش بکشانیم.متهم بکنیم و بگوییم.در دست گروهی است که برای وجود خود تلاش می کند.وبرای بقا از همه چیز مایه می گذارد.یا اینکه در این بها سعی می کنداز احساسات و عواطف فرهنگیان به نفع خود استفاده کند.یا اینکه خود را با گروهش تنها ناجی آموزش و پرورش می داند.یا اینکه از حق می گوید. یا نمی گویدو....
نمی گوییم.این همه کاغذ اسراف می کنند.لااقل برای هر منطقه ای ماهانه چهار کیسه روزنامه ارسال می کنند.خبرهایش یا تکراری است یا در وصف وزیر است یا مطالبی است که ارزش خواندن نداردو....
نمی گوییم کسی می خواند.یا از آن برای پاک کردن شیشه ماشین و مدرسه استفاده می کند.یا هم در زمستان زیر پایی ماشین سرویس ها می شود.یا در کنار مطالب از حرفهای شکوه آمیز در القاء بی طرفی استفاده می کند.و....
این همه طرح در آموزش و پرورش استفاده شده است.بعضی ها در بدیهیات با موفقیت همراه بوده است.اما بعضی ها در پیچیده گی با شکست مواجه شده است.هر وزیری که آمده است. با گروهش سعی کرده است.بدون توجه به مشکلات و کم کردن آن، ایده های بافته شده ذهنش را تداعی کند. در این وسط چقدر از افکار و فکرهای سازنده مجموعه استفاده کرده است ،خود بماند.چه بسا وزیر جدید طرح های قبلی را مردود اعلام کند.جای تعجب نخواهد بود.یا هم با ایجاد مجموعه های سوری در دزدیدن افکار مجموعه کوی سبقت راببرد.یاهم تلاش مجموعه های پایین رادر توسعه با تضاد همراهی سازد.
همه این درد ها را تایید نمی کنیم.جزء دروغ ونیرنگ بیش نیستند.چراکه مشکلی وجود ندارد.روز به روزبر خوانندگان نشریه اضافه می شود.همه مطالب آن را دوست دارند.هر روز چند بار آن را مطالعه می کنند.برای خود آرشیو درست می کنند.در ادارات برای دریافت آن سر می شکنند.تلاشهای وزیررا ارج می نهند.حرفهاو طرح هارا از قبل اجرا شده می بینند.و....
این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد