روزهای سخت در سال پرمشقت

از وقتی که عهد بستم.خوشبختانه در برنامه ریزی ام جدی بودم .به همت وتلاش خداددادی توانستم بیشتر از نصف برنامه هایم را در کمتر ازیکسال با کمک دوستان مهربان و عزیزادامه بدهم.منتهی با سختی های زیادی صورت پذیرفت.واقعا در اوج مظلومیت در قبال حرکتها بهای سنگینی را پرداخت کردم.اما همچنان صبور و بردبار بودم.هرچند در بعضی جاها حس می کردم.کمی خشونت به خرج دادم.چراکه امکان نداشت با سابقه قبلی ژست عصبانیت برازنده رخم مهربانم باشد.اما واقعا دراین یکسال روز خوشی نداشتم.از هر طرف زیر فشار بودم.ونسبت به گذشت روزها با تردیدو با استرس و فشار روحی نگاه می کردم.

به هر حال جا دارد.از تمام عزیزانی که در این راه مرا یاری کردند.صمیمانه تقدیر و تشکر کنم.هرچند پنج حرکت باقی مانده را در سفر با دوچرخه دور ایران به امید خدا ،با هزینه شخصی و همت و تلاش در سایه یاری و کمک دوستان به ورق کتاب یاد و نام شهدای هشت سال دفاع مقدس تزئین خواهم نمود.