شرمنده
دوست دارم در وبلاک نویسی فعال باشم.وداستانها
وشعرها وخاطرات و...را هر روز در این پنجره کوچک داشته باشم.وبرای خود
دوستان جدیدی پیدا کنم و جواب لطف و محبت آنها را بدهم .اما شرمنده ام باید
تایپ کنم مسیر تردد با مدرسه را تحمل کنم به ماشینم برسم.مریضی وکسالت هم
زیاد دچار می شوم.از صبح بیرونم تا الان خانه نرفته ام ونهار نخورده
ام.دخترم گفته بود نوشابه بخری.و....بعد از این هم تازه یک ساعت طبق
برنامه بدوم.وشب هم خاطرات توریست فرانسوی را تکمیل کنم.یک سر و هزار سودا
در این وبلاک بیشتر از داستانهای کوتاه وخلاصه شده استفاده می کنم .به محض رسیدن به آرامش روحی و روانی رمانهایم را تقدیم دوستان خواهم کرد.دعایم کنید.به ساده اندیشی وساده نوشتن وساده زیستن اعتقاد دارم.اگر قدرت اختیار داشتم .چوپان می شدم.اما....
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ ساعت 22:53 توسط حسین قره داغی آچاچی له
|
این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد