سایه شوم تاریخ در عهد نامه ترکمانچای
کمتر کسی است.که عهدنامه هارا بشنود.و ننگین ترین آنرا از یاد ببرد.در تاریخ به شومی و ننگینی از عهدنامه ترکمانچای یاد شده است.اما هیچوقت از رشادت مردم این دیار حرفی به میان نیامده است.کسانی که هر وقت این عهد را شنیده اند.بر ترکمانچای نادانسته با چشم بد نگاه کرده اند.حتی خودم چند سال جلوتر چنین تصوری داشتم.در حالیکه حقیقت چیز دیگری است.زیاد وارد بحث علمی نمی شوم وبه اسناد ومدارک اسثتناد نمی کنم.اما به زبان ساده و مختصر و مفید بسنده می کنم.
در جریان حمله روس به ایران تا نزدیکی زنجان و قزوین پیشروی می کنند.دراین نقطه با حمله نیروهای مردمی مواجه می شوند.و نیروهای اشغالگر روس زمین گیر می شوند.از آن طرف ترس ایران فروشان آن زمان وفراردلیران ساختگی شان از ترس جان خود در تسخیر تهران در برابر فشار روس ها،صلح یک طرفه راانتخاب می کنند.نماینده ای از تهران را به منطقه ترکمانچای می فرستند.تا بلا فاصله این دلیران را از ادامه جنگ منصرف کنند.وبا صداقت ظاهری نیروهای دلاور را در عملی انجام شده قرار دهند.تا روزی تاریخ فقط به مفاد آن اکتفا کند.در حالیکه رشادت و دلیری مردمان این منطقه با روستاهای مقاومش در برابر دشمن به مردم طور دیگری جلوه کند.اما باور ذهن های واقعیت بین بر رشادت این دلیر مردان آذری در دفاع از وطن رشادت این دیار را نمی تواند انکار کند.

این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد