راهنمای توریست ها بودم.باهم به روستاهای کنارک می رفتیم.وجاهای دیدنی را نشان می دادم با دونفر فرانسوی که ظاهرا زن وشوهر بودند. شبی را در باسنت ماندیم خیلی خدمت می کردند.اسم مستعار مرد فرانسوی لوگا بود.خیلی از مردمان روستا اطراف ما نشسته بودند.از من پرسیدند.اسم مهمان ما را  بپرس.نپرسیده گفتم اسمش لوگا است.همه بدون استثنا خندیدند وبه همدیگر می گفتند.بچار نامی لوگی .فرانسوی پرسید چرا با شنیدن اسم من خندیدند.گفتم در زبان بلوچی لوگ به معنی خانه است.به خانه بودن تو می خندند.او هم همرا همه شروع به خندیدن کردوبعد گفت اسمم را عوض می کنم.