در این چند مدت دوری از وبلاکم دلم برایش تنگ شده بود.اما چاره ای نداشتم .با سرما ومحل کارم مشکل دارم.بد جوری مریض بودم.همکار گلم آقای قدیمی زحمت زیادی کشید بخاری کلاس ها را تمیز کرد.در حین این کار تازه از روی درخت افتاد.لطف خدا بود تا از فن  تکواندو استفاده کند.تا مشکلی پیش نیاید.تا در آخرین لحظه دل مردم خوب ومهربان سنقر آباد به جوش بیاید. وبرای مدرسه چند بخاری وچراغ نفتی هدیه دهند.در این چند مدت آقای قدیمی تنها روزنه ریز خوش باوریم در کنار دانش آموزان خوب ودوست داشتنی سنقر آباد تنها اتصال امنی برای تحرک وتلاشم هستند.

در این چند مدت همسرم مریض بود. وچند عمل سخت را پشت سر گذاشت.تا فرزند گلمان با آمدنش امید های تازه به بابا بدهد.تا در اولین فرصت بتوانم از تمامی دوستان  عذر خواهی کنم.ویک خواهش کوچلو داشته باشم.تا تقاضا کنم.بعد از خواندن حتما از این طریق وبا گذاشتن پیام مارا شاد کنند.راضی به هزینه تلفن عزیزان نیستم.