سفر عید خانودگی با تمام شیرینی هایش مثل تند باد صحفه ای از تاریخ یاد و خاطره را بر کرد.هرچند بر اساس برنامه خودم بیش نرفت.چون عهد بسته بودم.برای جبران غیبت تابستانم در کنار خانواده مطیع باشم.حتی در سفر بیشتر زمانم را با عرفان کوچلو سبری کردم.نتوانستم به دعوت دوستانم در این مسیرها باسخ انسانی بدهم که شرمنده همه عزیزان شدم.اما فرصت شد مهمان دختر خوانده ام در شهر زیبای بندر خمیر باشیم.انصافا مهربانی هایشان غیر منتظره بود.به محض خروج از دنیای خلوتم گزارش و عکس ها را تقدیم دوستان خواهم کرد.