طلب حلالیت
امسال خیلی روزهای سختی داشتم.کمتر در جمع خانوادگی و فامیل حاضر می شدم.بعضی از عزیزان تحمل می کردند.بعضی ها هم اعتراض داشتند به همه آنها حق می دهم.از آدمی مثل من بعید بود.که این چنین گوشه نشین باشد.چراکه خیلی اجتماعی بودم.ودر جمع کردن فامیل دور هم سرآمد بودم.اما فشار و استرس و محدودیتها دست به دست هم دادند.تا بر نظرات فامیل احترام بگذارم.واین حرکت آنها را در این چند روز مانده به حرکت پاسخ بدهم .
در اولین فرصت تا روز حرکت به تمام فامیل و آشنایان سر خواهم زد.تا طلب حلالیت کنم.می ترسم سرم خیلی در این روزهای آخر شلوغ شود و از این کار غافل شوم.اما تلاش خواهم کرد.حتما این کار را انجام دهم. همچنین نقدا فرصت را مغتنم می شمارم و از تمام دوستان و آنهایی که خدا ناکرده خواسته و ناخواسته از من رنجیده اند.طلب حلالیت کنم.چرا که خصلتا دوست ندارم کسی را مورد رنجش قرار دهم اما با تمام احوال باز هم سربه زیر در انتظار عزیزانی هستم که این بی مهری را در حقش انجام داده ام به بزرگواری خودشان از این گناه ما در گذرند.
در این فرصت چند حلالیت ویژه دارم.که می بایست حتما آنها را انجام بدهم.تا برای سفر ویژه به شبه جزیره عربستان و مکه مکرمه آرامش ویژه ام را داشته باشم.

این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد