دور کیش

 در شهریور و تابستان  گرم سال 90ساعت 3 بعداز ظهردر رکابزنی بدور نوار مرزی ایران از بندر لنگه به کیش بلیط کشتی را گرفتم.مبلغ بلیط 21 هزارتومن بود.برای رفتن به اسکله ،چون سوار دوچرخه بودم،مشکل داشتم.تا اینکه نماینده شرکت،اجازه ورودم را همزمان با مینی بوس  مسافران  جهت سوار شدن گرفت.با مکافات دوچرخه را سوار کشتی کردیم.نا خدای کشتی که اهل تبریز بود.وبه روایت خودش چند سالی بود در جنوب زندگی می کرد.بابت کرایه دوچرخه مبلغ 20 هزارتومان طلب کرد.اعتراضم باعث شد.10 هزارتومان از من بگیرد.بعد از دوساعت و نیم به نزدیکی های جزیره رسیدیم.دیدن جزیره برای اولین بار از دور شیرینی خاصی داشت.در این بین چند عکس گرفتم.ملوان مغروری داشت.که گاها به مسافران زیاد گیر می داد.

روی اسکله آخرین نفر بودم.که پیاده می شدم.در بازرسی نیروی انتظامی منتظر ماندم.تا نوبت من هم برسد.امر دادند.تمام وسایل دوچرخه را باز کنم.اعتراض کردم.تا از لطف این عزیزان در بازدید سطحی قانع باشند.هوای جزیره رطوبت زیادی داشت.هواهم خیلی گرم بود.نقشه کلی جزیره همراهم بود.چون زمان کمی داشتم.مرکز جزیره را برای دور اول انتخاب کردم.تا نقدا قسمتی از این جزیره را رکاب بزنم.از اسکله به طرف کنار فرودگاه کیش مسیرم را به طرف مرکز شهر ادامه دادم.نزدیک به دو ساعت با تفریح  و نوشتن شناسنامه حرکت بر روی دیوار و بعضی جاها کوتاهترین دورمرکز جزیره کیش را تمام کردم.ساعت هفت جلو مرکز تجاری کیش بودم.لباسهای خیس مردم که تلاش می کردند.از خنکی داخل مرکز تجاری استفاده کنند.هویدا بود.تمام لباسهایم خیس عرق بود.جای خلوتی پیدا کردم و لباسهایم را عوض کردم.در کنار این مرکز یک مرکز خرید مواد غذایی بود.یک ساندویج خریدم ودوچرخه را بیرون به نگهبان این مرکز سپردم.چند سوغات که سبک وکوچک باشد.به عنوان تبرکی برای خانواده خریدم.بعداز دوساعت چرخش در مرکز خرید و استفاده از هوای خنک آن ،ساعت 10 شب به طرف اسکله راه افتادم.تا دور نهایی کنارساحل دریا رادرشب بدلیل کمی زمان ادامه بدهم.هواکمی خنک شده بود. وباد ملایمی در حال وزیدن بود.نزدیک اسکله دوچرخه سوران زیادی را دیدم.بعضی از آنها از شکل و شمایل دوچرخه ام تعجب می کردند.برای گرفتن عکس یادگاری کنارم آمدند.من هم چند عکس یادگاری گرفتم.چایی درست کردم وغذایی مختصری هم خوردم.بعد از توقف یکساعته از مسیر پیست دوچرخه سواری در شرق مرکز شهرکیش درشب ادامه مسیر دادم.همزمان برروی دیوار کناره های پیست،شناسنامه و ساعت حرکت را با اسپری می نوشتم.بعدازمسیرپیست به یک شهرک مانند رسیدم.آب معدنی ومقداری وسایل خوردنی از سوپر مارکت خریدم.هرچه از شهر دور می شدم.هوا خنک تر می شد.تا اینکه پارک زیبا با آلاچیق های تخته ای نظرم را به خود جلب کرد.خسته بودم.بعداز این مسیر از خانه ها زیاد خبری نبود.تصمیم گرفتم صبح زودبقیه مسیر راا دامه بدهم.یک دوست دوچرخه سواری هم آمد.واطلاعات لازم را به من داد.بدون اینکه وسایل را پیاده کنم.روی صندلی ها دراز کشیدم.تا چشم باز کردم.ساعت 3 نصف شب بود.دقیقا سه ساعت خوابیدم.مجداد بعداز خوردن چایی و بیسکویت با تفریح و حوصله زیاد بعداز گذر از چند محل دیدنی کیش در کنار سواحل کنار خلیج فارس مسیرم را ادامه دادم.در محل غروب کیش کشتی یونانی هویدا بود.اما غروبی نبود.تا منظره زیبای این کشتی به گل نشسته دیدنی تر باشد.بلاخره ساعت دوازده ظهر به اسکله رسیدم.بلیط کشتی را گرفتم .تا ساعت 3 مجددا راه آمده از طرف دریا باکشتی رابرگردم.مهربانی خدمه و ناخدای کشتی که بندری بود.مثال زدنی بود.علاوه بر اینکه بابت دوچرخه کرایه نگرفتند.دستی پول بلیط کشتی را به من برگرداندند.در مسیرهم با چایی و تنقلات از من خیلی پذیرایی کردند.برخلاف کشتی قبلی آزادی کامل دادند.تا در همه جای کشتی حضور پیدا کنم.