سفر سیستان و بلوچستان
با
ورود به این استان طبق برنامه پیش بینی می بایست زمان زیادی را در نظر می
گرفتم.چون حقیقتا به مردم این دیار ارادت خاص داشتم و دارم.در سیستان محبت
مردم صفای خاصی داشت.در دور روز مهمانی یک ریالی مردم عادی نگذاشتند خرج
کنم.در حالیکه اصلا نمی شناختند.در میرجاوه و لادیز و چوپانک و خاش مردم
عادی خیلی محبت کردند.در سراوان و سیب سوران خیلی خجالتم دادند. در زابلی
بعد از شانزده سال دوست صمیمی و برادرم محمد رفیق آزادی را دیدم.امکان
نداشت مهمانش نباشم.در قصر قند برادر بزرگوارم هان محمد رییسی خیلی شرمنده
ام کرد.در نیکشهر و هیچان بعد از ۲۱ سال انور و جان محمد رییسی را
دیدم.آقای لعل بخش رییسی استاد زندگی ام را ملاقات کردم.یشمنت مهمان ناکو
گل محمد بودم.در کنارک هم چند روز با برادرم حاجی بودم.محبت های آقای
افشین ارشادی و قاسم میرزایی از یادم نخواهد رفت.هرچند یادآوری تمام مردم
خوب این استان در نیکی در این صحفه مقدور نخواهد بود.اما با نوشتن
خاطراتم در فرصت مناسب همه را ذکر یاد خواهم کرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۱ ساعت 13:34 توسط حسین قره داغی آچاچی له
|
این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد