شعر قصه استاد قصه استاد(تقدیم به آن کس که همه چیز یادم داد)
قصه استاد
قلم بردم ودر کاغذ نشاندم
تا گویم تمجید استادم
سر دارد در همه کارها
به نسبت یاد داد همه چیز را بر ما
کوچک بودیم کارگاهم ساخت
آب و برق و نانم داد
به همه چیز با حوصله علمم داد
تا به عالم جوانی
سری زسرهای جوانی
به آموختنش نماندیم در راه
فرصت شورم آمد
تا در ذکر خیرش در یادش
فریاد بر آرم
حق شاگردی بنامش
حرمت روزگاراز او تعریف گویم
در نامی باقر
الحق استادی برازنده نام او
خانه ساختن را به سادگی یادم داد
شنا و دوچرخه سواری و...
به یاد حرف او
خنده بر لب می نشانم
فارغ از تعمیر اجاق گاز هوشنگ
زد کبریت و فریاد بر آورد
هی بل موفق شدیم
روی سنگ جلودر
نشسته ودر عالم کودکانه
سلام را روی نوک زبان بالا وپایین
کش دادوبه حسن عمو صلا زد
به رسم سلام عمو حسن
اخمی توی هم کرد
حرفهای زشت را نثارمان کرد
باقر در جوابش نماند
خود استاد سخن بود
اورا شرمنده ساخت
چون جوابش را دندان شکن داد
به قصه ای یادم افتاد در یادش
در ولایت آچاچی
عمو فتی رفت غربت
ماند خرش امانت در دست همسر
از پسرانش یکی کوچکتر
هم اوبود نور چشمی تر
انبار علوفه برپشت بام
چیده بودند بر زمستان
برآورند آذوقه خر
به بازی آتش بازی اکبر
به خاکستر گشت علوفه خر
فتی عمو بوشهر بودودر غربت
چو این حادثه نشست بر بامش
بی خبر از او گوهر خاله فروخت
آن خر نگونبخت را
تادر روز موعود بهانه اش کامل شود
زپول بهای خر
گرفتند دوچرخه بر اصغر
همان پسر نور خانه
نورچشمی
محبت جمع خانواده
عید آمد وباخود
فتی عمورااز غربت به خانه رساند
چو از در برفت تو
جای سوارش را خالی
علوفه ها سوخته یافت
بیفتاد و غش کرد
بپرسید از آن پس
چو آمد به هوش
کجاست آذوقه خرم
اکبرم واصغرم کجا رفت
به لرزش جان گوهر خاله
همسایه کنار عمودلداری
همه سالمند
خرو علوفه بسوختند
سادگی گوهرخاله کتمان این خبر
چه داندکه شوهرش
حرف او را تایید نمی کند
تا بزرگان در آشتی هر دو پیشقدم
خر فروختند از پول او
بر اصغر گرفتند چرخ
مطلب که به نورچشمی به انتها رسید
شاد وخندان او وهمسرش
در تایید کارش
خوب کردی ای زن
این قصه به نقل ترکی
مدتها توسط استاد بر زبانها گشت
هر که می شنید لب از لبش
جدا می کردو به این ماجرا
بال و پر میداد
این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد