تو جون بخواه قهرمان

با هیئت رزمندگان اسلام در ماه محرم مهمان دانشگاه آزاد بودیم.من فیلمبرداری می کردم.دیر به غذا خوری رسیدم.معاون دانشگاه آزاد تا مرا دید.پرسید شام خوردی ؟ من هم گفتم تازه رسیدم.شام نخورده ام.مرا در صندلی نشاند.و خودش شخصا غذارا آورد.بعد با صورت خندان و مهربانی گفت:تو جون بخواه قهرمان میانه.در حالیکه برای اولین بار اورا می دیدم.