مهربان ونامهربان

در میانه با دو طیف مردم برخورد می کنی.گروهی مهربان که انرژی دهنده هستند.وگروهی بی تفاوت که آنها هم به دو دسته تقسیم می شوند.گروه خطرناک که اگر با آنها در بیفتی زود خرابت می کنند. گروه کار نداشته باش برو. به راه ما برووگرنه می افتی.

چندین حرکت را بدون وابستگی انجام دادم.خواستم با گروه دوم شوخی کنم.اولین اولتیماتم را دریافت کردم.ومهجورشدم.اما نمی دانند من جسارت وشهامت بلوچی دارم.صاف وصادقم.هنوز هدفهای بالاتری دارم.بدون ترس از هیچ فشاری به راهم ادامه می دهم.ومی دانم خدا با من همراه است.ومحبت گروههای اول با من اطمینان خاطر به همراه دارد.وهمین مرا دلگرم می کند.

من نه عاشق پست مدیریتم ونه حوصله وجرائت دوری از تدریس در کنار گچ وتخته را دارم.من فکر ودل پاکی دارم که آنرا به دنیا نمی دهم.روی حرکتهایم برنامه عارفانه دارم.به جایی رسیده ام.بعد از سیر تمام مراحل در عشق خدامیخ کوب شده ام.راه پاک وبی غل وغش راجلو رویم گذاشته ام.هر تصوری وهر فکری نمی تواند از قرب خدایم کم کند.در سکون به آرامش رسیده ام.

پخش سی دی حرکتها هم نشان از بلند نظری ام دارد.همین برایم کافی است.تا ره یافتگان وپویندگان راه حقیقت همین که مرا می بینند.غرق در محبت می کنند.با این طریق دوستان پاکی پیدا کردم.که تلاش می کنند.مسیر رفته مرا آنها هم با افتخار وشجاعت روزی بپیمایند.نیاز به ذکر آنها ندارم.در همین چند ماه ببینید چند نفر راه مرا الگو قرار دادند.یاد ونام شهدا در باور دینی مان ارزشی است.که می تواند فرهنگ ایثار واز خودگذشتگی را باز پر رنگ تر نماید.