سرگردان)

  • تقدیم به دوست خوبم عبدالملک رامش از زرآباد شهر کنارک
  • (سرگردان)
  • ثانیه ها از تنبیهش
  • سرگردان و مانده
  • سالها سال گذشت
  • در خیالش
  • دریاد معبودش
  • عشق را بهانه کرد
  • دل به یارش را بست
  • مالش را
  • قدرتش را
  • جنونش را
  • خود را رسوا کرد
  • وقتی که تنها گشت
  • راه تفرط را پیشه کرد
  • طبیعت رابه ظاهر
  • تسخیر خود کرد
  • نظم خود راچینش کرد
  • فکر کرد خود خالق است
  • خالقش ،در خلق او
  • بر این تحرکش
  • نیشخند زد
  • باز اورااشرف
  • مخلوقاتش خواند
  • بهانه این خلقت را
  • بر دفتر اسرارش نهاد
  • شیرین و فرهاد
  • لیلی و مجنون و...
  • داستانها بر داستانش ساخت
  • عشق این چنین را
  • بر پهلوی خطی خطی
  • افتخاراتش ساخت
  • چون پا را کج نهاد
  • وارسته دل
  • به گمانت برترین برترینی
  • خودساخته روحی
  • در قربش بی قراری
  • در تاییدتادیب
  • شیطان استواری
  • یا چو او در راه گریزی
  • آهسته آهسته
  • این جا خط قرمزاست
  • پایانش
  • فرصتش نیست
  • بر گشتنش امیدی نیست
  • آهسته آهسته
  • زخمه راز دل من و او
  • در صید شکار زمان
  • چوب یاری
  • یارای چرخت نیست
  • عشق پرواز تورا
  • مانعی کشف نیست
  • آهسته آهسته