برکت حرکت های معنوی
برکت حرکت های معنوی
پیک نیک را برای پر کردن برده بودم.چون شبها ماشینم در هوای سرد میانه یخ می زد.هرروز صبح زود گرمش می کردم.لباس پشمی اسکیموها تنم بود.شال زیبای بافته شده خواهرم روی صورتم را گرفته بود.صاحب مغازه دلش سوخت و گفت:برو داخل مغازه خودت را کنار بخاری گرم کن.کنار بخاری نشستم.کلاه کاپشنم را در آوردم و شال را هم کنار گذاشتم.وقتی که پیک نیک پر شد.صاحب مغازه داخل آمد.تا مرا دید.چند ثانیه ای ماند که چه بگوید.پرسید شما قره داغی نیستیدو... تا خیالش جمع شد مرا بوسید.مات ومبهوت مانده بودم.دلیلش را پرسیدم.گفت فیلم سی دی هایت را دارم.ماشاءالله دوچرخه سوار وشناگر ماهری هستی در دو استقامتی هم کم نمی آوری.
خیلی وسایل برای پذیرایی آورد.هر کاری کردم .پول نگرفت.با صدای افتخار آمیزی گفت:تو قهرمان شهر ما هستی.

+ نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۱ ساعت 21:40 توسط حسین قره داغی آچاچی له
|
این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد