عهد بسته ام تا شروع حرکتم در رکابزنی المپیک لندن،غلام حلقه به گوش خانواده باشم.هرچند هنوز خستگی سفرها و رفتن به مدرسه برمن می تازد.اما همچنان پابندم.روزهای تعطیل با افتخار در خدمت خانواده هستم.تا شاید بتوانم با غیبت تابستان سال گذشته ،در غیبت تابستان سال 91 هم کمی از آلام ودردهای دوری از خانواده را جبران کنم.بیشتر زمانم در سفرها با عرفان می گذرد.هنوز در برنامه های جدید خانواده در روزهای آینده برای سفر برنامه داریم.تا همچنان از کوتاهی هایم در آینده شرمنده خانواده نباشم.

در این فرصت اندک سعی می کنم.بیشتر با عرفان باشم.تا چیزهای که برای او لازم است.از همین حالا به او یاد بدهم هرچند تعریف یک جانبه کار درستی نیست.اما این عکس العمل های اوست.که گفته های مرا تایید می کند.