با آقای اکبر صادقیان در حرکتهایم بیشتر آشنا شدم.بعدا فامیل شدیم.در حرکتهایم همیشه جویای حال ما بود.همین مهر او بعنوان یک هم ولایتی یک انرژی خاص را به من هدیه می کرد.او در روستای آچاچی یک مغازه دارد.هر چیزی بخواهی برای فروش دارد.قسمت شد دقایقی مهمانش باشم.تا جویای برنامه جدیدم باشد.البته حرکت جدیدم نه از آچاچی و نه از میانه و نه از آذربایجان ،نخواهد بود.دلایل این کار را بدلیل تعصب این دوستم برایش توضیح دادم.هر چند خیلی ناراحت شد.اما اگر خدا عمری داد.حتما افتخار حرکت جدیدم را تقدیم این دوستان خواهم کرد.