زمبه در نگاه دوستان و فامیل پیر شده بود.اما هنوز برای من یار مهربان و شفیقی است.که هیچوقت مهربانی ها و خاطرات خوشش را فراموش نخواهم کرد.تا جایی که عمر دارم اودر کنارمن خواهدبود.اما برای همسرم قول داده بودم.تا در یک روز خدایی به قولم عمل کنم.تا سرندی پی تی وارد جمع خانوادگی ماشود.وبرای رفتن به سفر مجوز خوبی داشته باشم.واز این بابت خیالم راحت شود.


سرندی پی تی

زمبه که بامن به تمام نقاط ایران سفر کرده است و در این پنج سال همیشه در مسیرهای سخت مراتحمل کرده است