خاطره افتتاح مدرسه راهنمایی
خاطره افتتاح مدرسه راهنمایی شبانه روزی جهلو زرآباد کنارک(شعر)
(نخ) ساد
هفته دولت به سال هفتاد و شش
قرار بود به قیچی بریده شود روبان
به دبدگان بر آید
شبانه روزی جهلو
که شد افتتاح
قرآن و سینی و قیچی
تزئین شده به رنگ الوان
بین دولنگه در
بود روبان قرمز رنگ
رقص باد دریا
نشان از جنب وجوش آن
روبان بود عروس قصه ما
سرایدار پیر ما
پنهان از همه داخل آموزشگاه
تعریف شده بود کاراو
بر پذیرای بعد افتتاح
بزرگان شهر چابهار
پشت روبان خیره بودند بر کارها
زدست مبارک امام جمعه چابهار
به رسم دینی ما شد بنام خدا
قرآن تلاوت با صدای دلنواز
چشمان تیز بود بر روبان
تعارف شد بفرما تو قیچی را بردار
پیر سرایدار ما در این فاصله
توقف دید در کار
درنگ جایز نداست
خم شد بست بند کفش ها را
تا باز کند گره از این کار
دویدن را بر ایستا ترجیح داد
او داخل و مهمانان نگاه
رودر روی هم وسط روبان
دستی دراز کرد ومحکم گرفت قیچی را
برید روبان قصه مارا
مات و مبهوت از رسم جدید افتتاح
اخم گرفت همه را
بشکست سکوت را فرماندار
چو اوضاع را دید به این احوال
بگفتا پیری ز پیران زرآباد
کامل کرد منظور مارا
صلوات و خنده بزد بر زمین سکوت را
بگذشت بسی ساعت از این کار
بجستم علت کار را
بگفت ناکو مهروزهی
با خنده بسیار
کرداقی چرا بستی راه را
آن نخ چه بود بسته بودی راه را
چو دیدم تعارف شد بر مهمانان
کمر خم و سر خم
رد شوند از این راه
رسم مهمانی و دوستی را ندیدم
مناسب به این احوال
بریدم تابه ایستا
بیایند آسان
شر نباشد به چیرکانی بیاند توکا*
توضیح
*خوب نیست از زیر(دزدکی) به تو یا داخل وارد شوند
این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد