هر آنچه را نقل می کنم .بدون کم یا زیاد کردن مطالب است.این گردهمایی در یکی از مدارس کنارک بر گزار شد.معاون وزیر آن زمان دکتر احمدی مدیرکل آموزش وپرورش عمومی وزارت آموزش وپرورش وچند مهمان حضور داشتند.خلاصه مقاله در غالب طرحهایم وشعر درمورد مشکلات راهنما معلمین را خواندم.برنامه های دیگر که فرصت آن در این محدوده امکان پذیر نمی باشد.سند ما هم فیلم ثبت شده ای می باشد که در اختیار دارم.

آقای ارشادی مجری برنامه ورئیس اداره ارشاد فعلی کنارک(در این قسمت از برنامه دعوت می کنیم.ازنماینده راهنما معلمین حوزه های روستایی جناب آقای حسین قره داغی که جهت بیان مسائل و مشکلات راهنما معلمین و روستا ها به جایگاه تشریف بیاورند ).

آقای شیخ مسئول حراست آقای قره داغی خلاصه کنید.چشم یک ساعتی بیشتر طول نخواهد کشید.شوخی کردم ده دقیقه بیشتر نیست.

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

با سلام به مهمانان عزیزوهمکاران ودلسوزان وزحمت کشان وعاشقان کسوت معلمی.خوشحالم از اینکه فرصت را به ما دادید.سعی می کنیم ده دقیقه بیشتر وقتتان را نگیریم.ودر غالب شعرنو وآهنگ با زمان کم ویرایش آن یک شمه ای از پست عاشقانه وپر رنج وعذاب راهنما معلمی آنهم با وسعتی تقریبا 160 کیلومتر مربع با مجموعه همکاران زحمت کش وخوب معلمی به نمایندگی ازروستاهای کنارک در غالب طنز بیان کنم.امید دارم توانسته باشم.لااقل خاطره ای شیرین در کنار بزرگان  عزیز داشته باشیم.ولبخندی را برلبان عزیزان ومعلمان مهربان بنشانیم.وبه خاطره ای خستگی بدر کنیم.

قبل از همه چند دقیقه ای از مدیریت مجموعه بخصوص کنارک می خواهم بگویم.مدیریتی که فقط نام ویاد آن بر ذهن هاست.آموزش وپرورش  مظلوم ترین سازمانی است که به جرات می توانم یاد کنم.سستی برآن نقش بسته است.وشکسته وکج نمایی آن هویداست.ناخودآگاه آلوده در حصار سیاست است.هر بیننده کنجکاو ودلسوزآنهم در لباس معلمی می تواند بدون غرض ورزی  به راحتی آنها را مشاهده کند.انتظار داریم فشارهای درون سازمانی وبرون سازمانی بر مدیریت مجموعه آموزش وپرورش با سیاست ودرایت مجموعه های بالاتر از بین برود.وبا برنامه ریزی صحیح ودادن اختیارات خاص بتوانیم در تعالی بیشتر وارزش گذاری وقداست معلمی سهیم باشیم.اعتقاد داریم این عملی است وخیلی ساده.

در این روند بیاییم از رو دربایستی روسای ادارات و وابستگی آنها به سازمانهای دیگر وگروه خاص با سهیم کردن همکاران بکاهیم.وبر نظرات ومدیریت همکاران ارزش دهیم.استفاده از کاغذ وحیف ومیل آنها وراه های ساده صرفه جویی در مصرف کاغذ وکم کردن هزینه واستفاده آن در جاهای دیگروحذف کلاسهای چند پایه بدلیل بهره کم تر واذعان همه بر مشکلات کلاسداری آنها ومتمرکز کردن روستاهای همجوار با همکاری دولت و نمایندگان آنها جهت بر خورداری از عدالت اجتماعی وتقویت واحترام بر مدیریت روسای آموزش وپرورش راه را بر تعالی بیشتر جامعه اسلامی مان فراهم سازیم.

(یک شعر در مورد راهنما معلمین گفته ام.امید دارم اگر شعر با مجلس کنار نیامد بزرگان مارا ببخشند.)

 

 

دلدادگی با معلمی

گشتن وجستن

رسیدن هویداست

ما هم عاشق بودیم

در تجربه ها گرفتار

نه آنکه در زرآباد

 با پست مدیری

آموزش وپرورش

 هرچه درد داشت

برما هدیه ها داد

گرفت از ما

 شور وشعف جوانی را

کس نیامد

 قبول کند این پست را

چراکه هیچ چیز نبود

 بر نظم استوار

در آنجا که

هیچ کس نیامد بکار

صلا آمد ای خوب کار

نبودی بهتر از تو

 در کار خوبان

غوطه ور شدیم

در دالان چرخنده باد تجربه ها

ساختیم ودرست کردیم و هموار

شب را به روز وروز را به شب

وصله ها دادیم بسیار

کس نیامد ببیند کار ما

تازه بدهکار

 تازیانه زدند

 با خودکار بر سرما

بگذریم درد بسیار است

 بر گردن ما

تکرار شدند

 این مسائل بر سرما

عبرت نیامد با ما سازگار

بشست ذهن مارا

ندا آمد

 معلمی عشق است وعاشقی

برو در تجربه

عشق معلم راهنما

رفتیم ورفتیم

عاشقی روستا شد

 بر همت ما استوار

به صدو شصت کیلومتر مربع

موتور را دادیم بر گاز

زدیده تعریف معلمان

این چه موتوری است تورا

به مانند لک لک گردن دراز

ندارد یال وکوپان

به این ریز نقشی

کجا تورا  برد

ای وامانده زراه

مارا همین بس

اومارا داداش کایکوئیست به یار

ندیدیم وفا از کسی

 جز این آهن پاره در این راه

بتاختیم وبرفتیم

شبها وروزهای بسیار

درد ورنج بسیار بود

صلا زدیم دوستان را

ندا بر یاری ما نیامد

گنج خلوت دوباره تاخت برما

کجایند گوشهای شنوا

بدادیم طرحهای بسیار

بسته شد معبر بر مشکلات

به ناگاه نا دوستان

 نیامدند با ما همراه

بیامد سیل وخراب کرد

افکار مارا

مسجل شدجای عاشقان

 نیست در این راه

گچ وتخته سیاه وکلاس

 هست مرحم درد ما

گر عاشق می جویی

 برو در این کار

مرودر راه اندوخته های نا آشنا

بنشین وبگو

بخندوبنویس

 

 با راستینان کوچک اندام

که غالب حقیقت

مثال پاکی وصداقتند

بگرفتیم که دستکاری و ساختن

 در مدیریت

به سنت هم که باشد

جای شکرش بسیار

تغییر ودرست کردن

 مگر چنین است آسان

دریغ این همه کار

آخرش پاداش ما

 حرفهای بسیار

آنچه را که می باید می بود

به ما حرام کردند آسان

بدادند چندر غازی

 زنام دهگردشی را

مسخره کردند مارا بسیار

نه بنزین ونه وسیله

ما را فرستاند به کار زار

محروم زحکم آموزشی اداری

در این وسط گم شده در بیابان

نه آنیم نه اینیم

پس کجاییم وکه ایم

کس نیامد در توجیح این کار

 تیره شد صباحی از عمر ما

باشد پاداش آن نزد خالق یکتا

دگر تجربه آموختن

 ما را بس است

جرات همنشینی در خارج کلاس

ما را بس است

ما عاشقیم

 مرحم ما

 گچ است وکلاس

پادشاهی و وزیری شاگرد

مارا همین افتخار بس است.

 

(خاطره شیرین افتتاح مدرسه راهنمایی زرآباد در سال 76 که در وبلکم هست)

خلاصه اظهار نظر معاون وزیر:

دوستانی که توصیف کردند آقای معزی.من قبلا دوسال پیش به چابهار وکنارک آمده بودم.تلاش ما در رفع مشکلات است....از دوستانی که شعر خواندند.طنز گفتند گلایه ومطالب گفتند سپاسگزاریم.آنها را می پذیریم وتلاش ما در رفع مشکلات است.و....