شعر نشد که نشد
خواب شد
که شد نشد
نشد که نشد
بازشد که نشد
رفته راه ،خطاشد
که شد،شد
سالهاگذرشد
که دفتر یاد باز شد
اشک حسرت شد
که چرا این چنین شد
چون شد
باز آرمحفل مستان
که نشد نشد
در رویای خوش شد
هرگزآن نخواهد شد
که می شود شد
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۱ ساعت 22:28 توسط حسین قره داغی آچاچی له
|
این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد