از مسئولین شهر میانه دلسرد شدم

خداوند اراده عجیب به من عطا کرده است.که بابت آن همیشه شاکر وسپاسگزارم.این فضای تعریف شده هم گاها مرا مجبور می کند از قید گفتن خیلی مسائل پرهیز کنم.وبا احتیاط نوشته ها وشعرها و خاطره ها و...را پردازش کنم.فکر بلندی دارم.که فقط به آن می اندیشم.دور دنیا با دوچرخه را در آینده ،اگر زنده ماندم.با شرایط استثنایی ادامه خواهم داد.اما چند برنامه داخل کشور دارم .که فعلا با آنها درگیر خواهم بود.که پر اهمیت ترین آن شنای دریای خزر و خلیج فارس است.در شهر میانه به همه اعلام آمادگی کردم.کسی تحویل نگرفت.حرکتهای ورزشی  درون و برون شهری انجام دادم.کسی پیدا نشد.تا به نحو احسن تحویل بگیرد. از همت و پشتکار و هزینه شخصی مایه گذاشتم.با این بی مهری در میانه و استان چه کسی حال همراهی در حرکت بزرگ را دارد.قبلا چند شرکت و دوستان بلوچ تا بیست میلیون تومان قول کمک مالی دادند.اما یک شرط را همراه کردند.آنهم استفاده تبلیغاتی بود.می بایست از مارک آنها استفاده می کردم.اما دلم می خواست به عنوان یک معلم و یک بسیجی این حرکت را انجام بدهم.احتمال دارد.دردرک  بی مهری های میانه ای ها به شرکتها بله بگویم.اما حرکت با دوچرخه را در اسفند ماه به طرف شلمچه وبستان را مستقلا و با هزینه شخصی بدو ن وابستگی به سازمان وارگانی ادامه خواهم داد.می دانم تنها یاریگرم اول خدا و دوم اراده قوی و پشتکارم خواهد بود.