شاید تنها آموزش و پرورشی باشم.که در عمر اندکم ،رکورد تجربه گرماترین روز و سردترین روزها را در سرزمین ایران ،گمنام به نام خود در گوشه ای ثبت شده دارم.خوشبختانه در لباس معلمی در تردد روستاهای بلوچستان کنارک تا اوج گرما را در لباس راهنما معلمی دارم.گاهی هوا آنقدر گرم می شد.که دستانم روی دسته موتور از گرمای طاقت فرسا تاول می زد.بخصوص آن زمان در پخش سوالات هماهنگ می بایست در عرض 5 روز 160 کیلومتر مربع را پوشش می دادیم.آنجا درد ما کنار آمدن با رتیل و عقرب و مار و.. .بود.

در آذربایجان میانه کندوان هم می بایست با عبور از گردنه های خطرناک و صعب العبور بخصوص در فصل زمستان در لباس راهنما معلمی با سرمای زیر صفر درجه کنار می آمدیم.چه بسا در بعضی جاها هم با عوض کردن زنجیر و ترس از گرگ و... دست و پنجه نرم می کردیم.

افتخاری که کمتر در این عمر اندک انسانی نصیب آدمی می شود.همچنان دستانم در یاد و نام او همیشه به درگاهش در لطفی دیگر دراز است.تا شکر گزار او باشم و از این سرنوشت زندگی ام همیشه به خود ببالم.

عکس اولی زمستان 85 منطقه زرآباد کنارک
عکس دومی زمستان 88 روستای حاج یوسفلو کندوان میانه