سکوت مطلق
در برنامه های قبلی ام خیلی تبلیغ می کردم.بخصوص در شهر میانه از هیچ تلاشی دریغ نمی کردم.اما در رکابزنی تا المپیک لندن سعی می کنم در سکوت و گمنامی مطلق روزهای باقیمانده را سپری کنم.البته برای پاک کردن گلایه قبلی به تمام مراجع مراجعه و اعلام کرده ام.تا در آینده حرفی باقی نماند.
بنابراین در گمنامی مطلق در خانه و محل های بی سر و صدا تمرین می کنم.وبرای تقویت مکالمه زبان هم،کار می کنم.تا این روز ها به همراه محرکهای دیگر از سخت ترین روزهای عمرم رقم بخورد.همه این خاطراتم را ثبت می کنم.تا از نوشتن آن غافل نشوم.در این مدت نزدیک به 15کیلو وزن کم کرده ام.این برنامه خیلی انرژی ام را به تحلیل برده است.اما همچنان در تقلای انسانی از باز مانده های آخرین توانم برای همتم مایه می گذارم.اگر خدا عمری داد.همچنان تا آخرین دقایق از تلاش باز نخواهم ایستاد.


این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد