معرفت وانسانیت

روز پنجشنبه مورخه 29/7/90 اتفاقی گذرم به فرمانداری میانه افتاد.عهد بسته بودم.برای حرکت به المپیک لندن روی توانایی های خود حساب بازکنم.وبه گوشه نشینی وعزلت پناه ببرم.وآرام و بی صدا پیگیر مقدمات سفرم در کنار تمرین باشم.در اویل مهرماه هم بدجوری از طرف دوستان آموزش وپرورشی در زیر فشار بودم.اگر کمک شخص فرماندارمحترم میانه نبود.همچنان در دورترین جا خدمت می کردم.به لطف این عزیزان این حرکت خوب صورت پذیرفت.تا همچنان به بودن انسانهای شریف در کنارم ایمان داشته باشم.

چند بار برای عرض ادب،دوست داشتم.خدمت معاون فرماندارمحترم میانه آقای باقری برسم.اما قسمت نشد.امروز لطف خدا بود،تا اورا ببینم.حسن ادب و برخوردش برایم ستودنی است.هرچند خدمت در این مقام کارساده ای نیست.مشغله کاری و استرس های آن حوصله هر آدم صبوری را به بازی می گیرد.

حرکت آخرم را خیلی ستود.در این سفرم مبلغ 160هزارتومان هم برای خرید وسایل همراه دوچرخه کمک کرد.می فرمودپسری دارم.خیلی عاشق این کارهاست.در مورد تو همیشه صحبت می کند.درسن ده سالگی هم در هوای سرد،باهم به سهند صعود کردیم.دوست داشتم زیاد مزاحم کارش نشوم.اما خیلی مهر ومحبت کرد.در مورد برنامه آینده ام تا المپیک هم خیلی تحسینم کرد.با کمال شهامت نسبت به حل موانع موجودهم پاپیش گذاشت.فرمودبرای انتقالم درخواست بنویسم.تا شخصا پیگیر کارم باشد.تا سفرم با حمایت در آخر فروردین به طرف المپیک صورت پذیرد.بادرک شرایط ،جسارت این عزیز و فرماندار محترم میانه را می ستایم.اگر هم حمایت صورت نگیرد.همین حسن برخورد و ادب و شخصیت مهربانشان برایم دنیاها ارزش دارد.البته این عزیزچند سالی در چابهار هم مشغول بکار بودند.شایداین وجه اشتراک در سکونتمان بهانه خوب با درک متقابل برای دوستی خارج از نگاه به مقام وپستش باشد.یا هم خصلت ذات خداوندی در لطفش ،هدیه بزرگی است.که اورا برازنده چنین مقامی کرده است.