هر موقع برای بازدید به روستای بره سرکنارک می رفتم.یک تا دو ساعت فسیلهای حیوانات دریایی را جمع می کردم.فسیل حلزون وخرچنگ که سنگ شده بودند.هنوز بعضی از آنها را با این همه جابجایی منزل دارم.هرچند بعضی از آنها را همسرم با خشونت تمام بیرون ریخته است.حق هم داشت.جعبه های این وسایلم نصف خانه را پر کرده بود. آرزو داشتم آنها را به دانشگاهی یا جایی هدیه بدهم.در جهان سوم این آثار زیاد خریداری ندارد.نامه نگاری کردم.محض رضای خدا کسی جواب نداد.

زیاد وارد بحث علمی نمی شوم.این آثار ظاهرا به دوره سوم زمین شناسی ربط پیدا می کرد.این فسیلها برروی سنگهای رسوبی جا خشک کرده بودند وبه مرور زمان بعد از تغییرات ذاتی به سنگ تبدیل شده بودند.بهترین محل برای مطالعه برای دانشجویان زمین شناسی وزیست شناسی و... است.اگر فرصت شد حتما به این نقطه سفر کنید.اگر سلیقه داشته باشید وکمی وارد باشید به موفقیت های زیادی در این زمینه می رسید.

این کارم عادی شده بود.بعضی از بچه ها می دیدند در هوای گرم تیشه کوچلو بدست در بیابانهای بره سرمی گردم تعجب نمی کردند.همکار گلم آقای محمد وطن خواه علاقه مرا می دانست.مدیر مدرسه راهنمایی بره سر بود.او به بچه ها یاد داده بود.از این فسیلها جمع کنند.کلکسیون زیبایی با دانش آموزان بره سر درست کرده بود.گاهی بعضی از آنها را به من هدیه می داد.کاش همه آنها را به عنوان معلم برای تاریخچه روستای خود حفظ کند واقعا فسیلهای باارزشی هستند.می توان از آنها با کمک ارکانهای دیگر نمایشگاه درست کرد.اما با تما م این تفاسیر کشورهای استعمارگر بدجوری به ما زخم زدند.مارا در جهان سومی گیر دادند.اما راه گریز را با تلاش وفعالیت وحسن سلیقه می توان  برای این خلاجبران نمود.