یک شب مهمان ناخوانده مزار مومنین بین خمیر و بندر لنگه
هوا
خیلی گرم بود.مجبور بودم.شبها رکاب بزنم.در مسیر بندر لنگه از بندر خمیر
ساعت ۲ نصف شب بد جوری خسته بودم.یک ساختمانی کنار جاده را برای استراحت
در نظر گرفتم. با مکافات تمام وسایل را بالای ساختمان کشاندم.و
خوابیدم.صبح با صدای مردم متوجه شدم.زیر پایم مزار مومنین است.بلافاصله حس
کردم شب را بالای غسل خانه خوابیده ام.حس ترس آن جسارت چند روز با من بود.
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۱ ساعت 13:43 توسط حسین قره داغی آچاچی له
|
این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد