هل لو توریست

دوچرخه ام در سفر بدور نوار مرزی ایران تک بود.هر که می دید.با تیپ و قیافه ام فکر می کرد.توریست خارجی هستم.بیشتر با کلمه های انگلیسی به پیشوازم می آمدند.وقتی می دیدند.ایرانی هستم.در جا میخکوب می شدند.وبابت استفاده از کلمات اجنبی شرمنده می شدند.در حسن آباد شمال با یک خطاط آشنا شدم.بغل خورجین دوچرخه را با رنگ قرمزوسایه سفید نام زادگاهم آچاچی ومحل سکونتم میانه را نوشت هر کاری کردم بابت نوشتنش پول نگرفت.تا هم وطنان در برخورد های بعدی شرمنده دوستانشان نشوند.اما همچنان تا آخر مسیر این تصور و برخورد ادامه داشت.