یک نگرانی خاصی داشتم.می ترسیدم،فرصت عمر مرا در جایی میخکوب کند.مجبور به تلاش بودم.تا ازبین این انسانهای روی زمین لااقل من بتوانم.فراز و نشیب های زندگی را در جدال طبیعت و انسانیت رو کنم.تا حدودی موفق شدم و نگرانی ام برطرف شد.تا حاصل زحمات نفسم در طول این فرصت عمر هدر نرود.
آرزویی به دلم نمانده است.به تمام آرزوهای معقول انسانی و قرب بخدا رسیده ام.از این به بعد تنها در رسیدن به نقطه سکون هستم.تا در یک جایی آرام و ساکت باقی عمر را سپری کنم.
از آخرین فضا و بهانه زندگی هم با این شرایط خدا حافظی می کنم.هر چند دوستان انتظار دارند.همچنان به فعالیتم ادامه بدهم.اما این شرایط را مناسب نمی دانم.دوست دارم انرژی ام را در جای دیگر صرف کنم.تازه فراتر از حد یک انسانی من به جامعه دوران خود خدمت کرده ام.با نبود پدر و مادرم از دوران کودکی شرافتمندانه زندگی کرده ام و در این مورد به جامعه دینی ندارم.در حالیکه جامعه به من دین زیادی بدهکار می باشد.با تمام این اوصاف همچنان با احساس زنده ام و همه را دوست دارم.
به حول قوه الهی هم، وبم تا حدودی به حد دائره المعارف رسیده است.و تا آنجایی که توان داشتم با بضاعت و اندوخته هایم تلاش کرده ام.باشد مورد قبول درگاه حق قرار بگیرد.
خدا حافظ
تاریخ خداحافظی از این سایت:1391/11/16
به خاطره بسپارید
*********
هم آوایی یک دوست هم وطن در خاموشی یاد(روی عنوان کلیک فرمایید)




************











نخ کشی نمادین با رنگ سیاه از تهران تا حرم خردادماه 91




بدلیل شرایط جوی طوفان ومشکلات دیگر بعضی از حرکتهای پیش بینی شده هم انجام نگرفت.اما خلا آنها را با حرکت دیگر پر کردیم.
تمام
این حرکتها با یاد و نام شهدا صورت گرفت.وبیشتر هزینه های آن را شخصا تقبل
نمودم.اما شیرین تر از همه چیز بعد از تحمل مرارتها و رنجهای فراوان مفتخر
شدم.بعنوان اولین رکوردار ایرانی با کمک دوستان به این عنوان دست
یابم.شاید گذشت زمان ارزش وعظمت این کارهای بزرگ را در طول چهارده ماه
بعنوان یک ایرانی پر رنگ تر نماید.
صعود به قله کوچک و دیدنی گل فشان چابهار

صعود به قله های زیبای گاجو

رکابزنی دور کیش درشب

دو استقامتی از گل فشان تا تنگ بطول 12 کیلومتر

چهاردهمین رکورد،دو استقامتی از روستای قره داغ(گرداگ) تا قصر قند،بطول 8
کیلومتر با گذر از کوههای قندی شکل بود.که تنها ونیمی درشب انجام دادم.


سیزدهمین رکوردم ،رکابزنی گروهی از سراوان به سوران بود.که با کمک دوستان
سورانی و سراوانی انجام دادیم.تلاش آقای بلوچزهی خبر نگار سراوانی برای
انعکاس این خبر ستودنی بود.



دوازدهمین رکوردم ،صعود به قله بسیار زیبا و خشن تفتان با کمک وهمراهی
دوستان سورانی آقای امام بخش جهاندیده و آقای حاج نبی بخش رضا زهی وآقای
ابراهیم دهقان وآقای بجارزهی و... بود.


یازدهمین رکورد شنای ده کیلومتر از رامسربطرف تنکابن بود.بدلیل عدم حمایت و مشکلات حاشیه ای هیچوقت مورد مهر و محبت قرار نگرفت.


دهمین رکوردم ،رکابزنی دور نوار مرزی ایران بعنوان اولین ایرانی با مسیر
انتخاب شده در تابستان گرم 90 بود.که در حین این حرکت چهار حرکت دیگر را
انجام دادم.تا در عرض چهارده ماه چهارده حرکت در یاد و نام شهدا بعنوان
اولین رکوردار یک ایرانی شکل بگیرد.



نهمین رکوردم،رنگ آمیزی با دوچرخه ازمیانه تا شلمچه بطول 1800 کیلومتر
با حاشیه با کار گروهی دوستان خوبم آقای جعفر قدیمی وآقای مهدی محمدی
وآقای علی رمضانی انجام دادیم.



هشتمین رکوردم،دواستقامتی بطول 55 کیلومتر از ترکمانچای تا شهر میانه
بود.که با دوستان خوبم آقای زین العابدین مشایخی و آقای جعفر قدیمی وآقای
یوسف جهان آرا در زمستان 89 برفی در بهمن ماه انجام دادیم.


هفتمین رکوردم، دو سرعتی از میانه تا آچاچی بطول 10 کیلومتر بود.که با آقای زین العابدین مشایخی انجام دادیم.


ششمین رکوردم دو استقامتی بطول 45 کیلومتر ازروستای کندوان میانه تا گلزار
شهدای میانه بود.که باتفاق دوستان خوبم آقای زین العابدین مشایخی ،آقای
جعفر قدیمی وآقای یوسف جهان آرا درآبانماه 89انجام دادیم


پنچمین رکوردم شنای یک نفسه سد آیدوغموش به طول 8 کیلومتر بود.که دو ساعته
و نیم طی کردم.البته یک ساعت و نیم آن در شب صورت گرفت.این رکوردم در هفتم
مهر ماه 90 انجام شد.کار خوب در تدوین توسط آقای رنگرزخبرنگارصدا و سیما و
دوستانش در پردازش آن باصدای دلنواز لای لای جبهه لرین....ارزش کارم را صد
برابر کرد.واز شبکه یک هم پخش شد.کمتر کسی بود.با دیدن این کار نگرید.



چهارمین رکوردم ،رکابزنی با دوچرخه به طرف تبریز بود.که در هفته دفاع مقدس سال 89 انجام دادم.

سومین رکوردم،شنای طول وعرض سد آونلیق بود.که بصورت رفت وبرگشت در تابستان 89انجام شد
دومین رکوردم،شنای سد کزرج بصورت رفت وبرگشت طول وعرض بود.که در تابستان 89 انجام دادم

اولین حرکتم را در خردادماه 89 با دوچرخه به طرف حرم امام(ره) و شرکت در
مراسم سالگردشروع کردم.خیلی از عزیزان و دوستان با طعنه می گفتند از زنجان
برگشت می کند.اما به لطف خدا اولین حرکتم رقم خورد.


+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 22:0 توسط حسین قره داغی آچاچی له
|