مهمان حاج نبي بخش رضا زهي در سوران
در مسيرم حتما بايد مهمان حاجي مي شدم.چراكه به او ارادت ويژه داشتم و دارم.پسرانش ماشاالله بزرگ شده بودند.بخصوص پسر كوچكش محمد كه خيلي اورا دوست داشتم.كوچك كه بود.خيلي پز تحرك و بامزه بود.الان ديگر بزرگ شده و كلاس چهارم درس مي خواند.به اصرار حاجي يك روز ديگر مهمانش خواهم بود.طبق معمول بايد مناطق ديدني سوران را بايد با نبي و ابراهيم ديدن كنم.به روستاي شك بند به ديدن پدر و مادر حاجي نبي بخش رضا زهي خواهيم رفت.چون چندين سال پيش به شوخي ساعتي آنجا دكتربودم.البته تمام خاطرات سفر را در فرصت مناسب كامل تر خواهم نوشت.
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 17:41 توسط حسین قره داغی آچاچی له
|
این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد