بیشمنت سرفرازدوران زمین شناسی
تقدیم به مردم خوب بیشمنت
روستای بیشمنت از روستاهای کنارک می باشد.که در مسیرجاده شهر نیک شهر قرار دارد.با جاده کشی مسیر نیکشهر به چابهار در چند سال پیش چهره این روستا خیلی فرق کرده است.خانه های گپری بر چیده شده است وخانه های جدید بلوکی قد علم کرده است.وضع معیشتی مردم روستا هم خوب شده است.باغهای زیبای خرما وزمینهای مستعد برای کشاورزی وآب رودخانه فصلی آن راه توسعه را بر این روستا فراهم کرده است.حمایتهای دیگر دولت می تواند چهره این روستا را بیشتر نمایان سازد.
برای بازدید به این روستا می رفتم.آقای صابر اولیایی مدیرآموزگار این روستا بود.به مردم در نامه نگاری وکمک از دولت خیلی کمک می کرد.یادم می آید یک دانش آموز معلولی داشت.باپول خودش برای او ویلچر خریده بود.من آن صحنه را دیدم انصافا خیلی گریه کردم.هر موقع هم یادم می افتد ناخود آگاه اشک در چشمانم حلقه می زند.بعنوان راهنما معلم تنها وسیله تقدیر از اوشعرم بود.که در روزگرامی داشت معلم درسال84 اردیبهشت ماه در جمع فرهنگیان منطقه کنارک در مسجد امام حسن (ع) خواندم.در فرصت مناسب آن را در وبلاکم قرار خواهم داد.بیشتر بازدیدهایم را برای این روستا در آخر قرار می دادم چرا که مردمان خیلی خیلی مهربانی داشت.دوست داشتم شب را مهمان آنها می شدم.ساز محلی را خیلی خوب می زدند وگاها با بعضی از آنها با همکاری صابر شوخی می کردم.واقعا زبان بلوچی زبان سر زنده ای است و...
پشت روستادر حد شمال شرقی اش منطقه دیدنی از زمین شناسی قرار داشت.وارد آن جا می شدی فکر می کردی با سفالهای شکسته طرف هستی.نزدیک که می رفتی چیز دیگری در عالم خلقت می دیدی.مواد مذاب از ته دریا در دوره سوم زمین شناسی با حرارت بیرون آمده ودر اثر برخورد با آب از رنگ طوسی به رنگ قرمز تقریبا به رنگ سفالهای گلپورگان تغییر رنگ داده قابل مشاهده بود.البته جنس آنها شبیه به گل مذاب گل فشان روستای تنگ بود.اما سفت تر وفشرده تر از آنها بود.شکلهای آنها دیدنی وجذاب بود.برای پیدا کردن شکلهای دست نخورده باید زیاد تلاش کنی.به نظرم بعد از چند سالی اثری از آنها باقی نخواهد ماند.شبیه این منطقه را در روستای بره سر هم دیدم.اما در روستای بیشمنت دست نخورده باقی مانده است.بدلیل این شرایط زمینش برای کشاورزی مناسب نبود.اما با امکانات امروز شاید دلهای وسوسه انگیزبا تغییر کاربری این اثررا از بین ببرند.با بررسی بافت روستااین زمان زیادی می طلبد.ولی به هر حال حیف است از این منطقه باید حفاظت کرد.از این محل یک فیلم مستند دارم.در اولین فرصت حتما آنرا تدوین خواهم کرد.
قرار بود آقا صابر همکار گلمان مارا به جاهای دیدنی دیگراین روستا ببرد.اما افسوس من فرصت پیدا نکردم تا برای همیشه در حسرت بمانم.اگر خدا عمری داد.حتما از مناطق دیدنی این روستا درآینده فیلم های دیگری خواهم گرفت.
این عکس بر گرفته از خبر تلویزیونهای ترکیه توسط خبرنگار آنادلی آژانسی هست.که در 16 روزنامه ترکیه هم چاپ شده بود.اولین سفرخارج ازایران و سومین کشوری بود.که پایتخت آن را نخ پیچی می کردم.بیشتر سفرهایم بعداز تعطیلات مدرسه در فصل تابستان صورت می گیرد