در سکون آرزوها

احساس می کنم خوشبخت ترین آدم روی زمین هستم.هرآنچه را که از خدا خواستم به من داد.گاهی فکر می کنم اگر روزهای خوش ساخته گی می داشتم .غرور با من همراه می شد.آلوده به نا عدالتی می شدم. هرچند خودرا مبرا وپاک پاک نمی دانم.اما باز شکر می گویم در تمام مراحل با پیشینه پخته شدن در حسرت روز خوش آزارم به کسی نرسیده است.وهمیشه در برابر کجی ها از جان هم مایه گذاشته ام.عزیزانی که افتخار بودن در کنارشان را داشته ام.حتما حرفهای مرا تایید می کنند.آرزوی تمام نشدنی ام خدمت به خلق خداست.تنها عشقی که هیچ وقت مرا خسته نمی کند.شاید تنها کسی هستم که خداوند به من لطف دارد.ودر این شرایط با تمام سختی ها به آرزوهای کوچکم دست یازییدم.اگر چه ممکن است از خیلی چیزها به ظاهر محروم شدم.اما مگر می شود در نزدیکی به خالق با خود کبر وغرور به همراه برد.با تمام این درس ها می شد به علم نزدیکی دسترسی پیدا کرد.که خدامرا پذیرفته است.

به این شرایط خوشم واز خوشی ام پل محکم ارتباط ونزدیکی به او ساخته ام.از مرگم هم گریزان نیستم هر لحظه آماده سفرم.از خداوند بابت تقدیر وسرنوشتم راضی هستم.