<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>داستان و شعر وخاطره های یک معلم میانه ای</title>
<link>https://dastan-sadeh.blogfa.com</link>
<description>دارنده 14 رکورد در 14 ماه بعنوان اولین ایرانی در سه رشته</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 04 Feb 2013 18:30:00 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>وداع</title>
<link>https://dastan-sadeh.blogfa.com/post/708</link>
<description>یک نگرانی خاصی داشتم.می ترسیدم،فرصت عمر مرا در جایی میخکوب کند.مجبور به تلاش بودم.تا ازبین این انسانهای روی زمین لااقل من بتوانم.فراز و نشیب های زندگی را در جدال طبیعت و انسانیت رو کنم.تا حدودی موفق شدم و نگرانی ام برطرف شد.تا حاصل زحمات نفسم در طول این فرصت عمر هدر نرود. آرزویی به دلم نمانده است.به تمام آرزوهای معقول انسانی و قرب بخدا رسیده ام.از این به بعد تنها در رسیدن به نقطه سکون هستم.تا در یک جایی آرام و ساکت باقی عمر را سپری کنم.</description>
<pubDate>Mon, 04 Feb 2013 18:30:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>dastan-sadeh</dc:creator>
<guid>dastan-sadeh.blogfa.com/post/708</guid>
</item>
<item>
<title>قطار شادی یزد پس از گذر از میانه به آوین رسید</title>
<link>https://dastan-sadeh.blogfa.com/post/707</link>
<description>با آقای کمالی از طریق اینترنت آشنا شدم.قسمت شد در میزبانی از توریست او هم در شهر یزد سهیم شود.تا همچنان ارتباط تلفنی و... بهترین پل ارتباط دوستی مان باشد.او یک موسسه زیبایی را تاسیس کرده است و در کنارش با شرکت قطار شادی در زمینه فرهنگی برای دانش آموزان زحمت زیادی می کشد.یک روز آمار دانش آموزان را خواست.تا بعد از چند روزی با یک بسته پستی در منزل میخکوب شوم. او بتعداد دانش آموزان این هدیه ویژه را زحمت کشیده بود.برای عرفان و الهام هم هدیه ویژه فرستاده</description>
<pubDate>Fri, 01 Feb 2013 20:10:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>dastan-sadeh</dc:creator>
<guid>dastan-sadeh.blogfa.com/post/707</guid>
</item>
<item>
<title>اینجا آباد است</title>
<link>https://dastan-sadeh.blogfa.com/post/706</link>
<description>بالاخره اتفاق دیگر بر دفتر خاطراتم حک شد.تا هشتمین رئیس اداره را در رفتنش نظاره گر باشم.آقای حسن پور رئیس اداره آموزش و پرورش کندوان رفتنی شد.تا شاهد این اتفاقات باشیم.و بدانیم دنیا گذری بیشتر نیست.صندلی های ریاست موقتی است و در گذر زمان یاد می شود.وهمیشگی نیست.در روز اول هم نصیحت برادرانه بر این بزرگوار کردیم.اما.... او با عملکرد چند ساله اش از نگاه تیز بین اطرافیان بدور نخواهد ماند.لااقل من یکی در خاطراتم از او یاد خواهم کرد.که چه نسخه ناجوری را در منطقه</description>
<pubDate>Thu, 31 Jan 2013 11:34:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>dastan-sadeh</dc:creator>
<guid>dastan-sadeh.blogfa.com/post/706</guid>
</item>
<item>
<title>به فال نیک می گیریم</title>
<link>https://dastan-sadeh.blogfa.com/post/705</link>
<description>تا چند سال پیش دندانهای سالمی داشتم ودر جمع خانواده به آن می بالیدم.فکر نمی کردم.یک روزی از زیبایی های آن کم بشود.مشغله های کاری و فشار ها و استرس ها و دل مشغولی ها باعث شد بعداز رحل اقامت از سیستان و بلوچستان به آذربایجان شهر میانه ،سه دندان آسیابم را از دست بدهم.البته دو تا ازآنها دندانهای عقلی بود.زیاد ناراحت کننده نبود.اما یکی از آنها برایم حیاتی بود.تا این هدیه روزگار نا مراد را بپذیرم.ودر برابر این همه فشار از گذشتن این لطف خدا زیاد غمگین نباشم.و</description>
<pubDate>Thu, 31 Jan 2013 11:24:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>dastan-sadeh</dc:creator>
<guid>dastan-sadeh.blogfa.com/post/705</guid>
</item>
<item>
<title>مهر استاد در انجمن ادبی میانه</title>
<link>https://dastan-sadeh.blogfa.com/post/704</link>
<description>مهر استاد در انجمن ادبی میانه 	 هر از چند گاهی با برش از دغدغه ها و مشکلات زندگی با برادر و استاد زندگی ام هوشنگ قره داغی سری به انجمن ادبی میانه می زنیم.تا شعرهایش همدرد راه هم آوایی دوستان این محفل شود.</description>
<pubDate>Thu, 31 Jan 2013 11:22:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>dastan-sadeh</dc:creator>
<guid>dastan-sadeh.blogfa.com/post/704</guid>
</item>
<item>
<title>نماد باوفای یاد یاران آچاچی</title>
<link>https://dastan-sadeh.blogfa.com/post/703</link>
<description>این دویار جدا نشدنی هستند.برای خود قصه ها دارند.شوخی شوخی در نبرد با فلک چشم اورا در آورده اند.بالاخره موفق شدم در یک فرصت عکسی از آنها بگیرم. آچاچی با دو یار جدا نشدنی (روی این عنوان هم می توانید کلیک فرمایید)</description>
<pubDate>Thu, 31 Jan 2013 11:21:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>dastan-sadeh</dc:creator>
<guid>dastan-sadeh.blogfa.com/post/703</guid>
</item>
<item>
<title>پهلوانان آینده ایران زمین</title>
<link>https://dastan-sadeh.blogfa.com/post/702</link>
<description>کاوس (محرم) قره داغی و آراز و عرفان قره داغی در کنار مربی بزرگشان</description>
<pubDate>Thu, 31 Jan 2013 11:20:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>dastan-sadeh</dc:creator>
<guid>dastan-sadeh.blogfa.com/post/702</guid>
</item>
<item>
<title>هفته سکوت و انزوا</title>
<link>https://dastan-sadeh.blogfa.com/post/701</link>
<description>هفته گذشته خیلی روزهای سختی داشتم.خیلی بی قرار و نا آرام بودم.محبتها و مهربانی برادرانم در کنار تماس تلفنی دوستان کمی آرامم می کرد.حوصله نوشتن نداشتم.گاهی هم کامپیوترم دست عرفان و الهام اشغال بود.هر چند مردد خداحافظی با وبم هستم و گاها به سرم می زند.چیزی ننویسم.ویا اینکه از فضای اینترنت پاکش کنم.دوست دارم.یک جای خلوتی در یک جای دور افتاده پنهان شوم و با خروج از دنیای انسانها،چند روزی در یک مکان ساکت و آرام باشم.یا سفری به نقاط دور افتاده بلوچستان داشته</description>
<pubDate>Thu, 31 Jan 2013 11:20:12 +0330</pubDate>
<dc:creator>dastan-sadeh</dc:creator>
<guid>dastan-sadeh.blogfa.com/post/701</guid>
</item>
<item>
<title>به یاد مردم خوب بانسنت در شهر کنارک سیستان و بلوچستان</title>
<link>https://dastan-sadeh.blogfa.com/post/700</link>
<description>دلم برای دیدن مردم خوب بلوچستان تنگ شده است.دوست دارم.چند ماه فرصت داشته باشم و به تمام روستاها سر بزنم و از پدر ها و مادرهای دینی ام سراغی بگیرم.اما در حصار انسانی و تقدیر زندگی دست و پا می زنم.تا فقط از دور جویای حالشان باشم.دلم برای ناکو میا و مردم خوب بانسنت تنگ شده است.کاش می شد.کنار مخابرات بانسنت می نشستم تا در یک فرصت خدادادی تمام رهگذرانرا می دیدم.تا با خیال آسوده در گذر زمان از طلب حلالیت و تقدیر عقب نمی ماندم.</description>
<pubDate>Thu, 31 Jan 2013 11:19:24 +0330</pubDate>
<dc:creator>dastan-sadeh</dc:creator>
<guid>dastan-sadeh.blogfa.com/post/700</guid>
</item>
<item>
<title>دیوار پیش ساخته</title>
<link>https://dastan-sadeh.blogfa.com/post/699</link>
<description>یکی از دوستان زنگ زدند.سفارش چند دیوار پیش ساخته را کردند.ماهم قبول کردیم.بلافاصله آماده کرده و تحویلشان بدهیم.این دوست مارا به این پست جدید مفتخر کرده بودند.دلیل این لطف را پرسیدم.می گفت:در چابهار روی دیوار فرودگاه نام و شماره تلفنتان را دیدم.بخاطر همین سفارش این کاررا دادم.این صحبت ما ادامه داشت.تا اینکه فرمودند.خواستیم شوخی کنیم.ما خریدار دیوار نیستیم.من هم گفتم :من هم چنین شرکتی ندارم.من هم خواستم شوخی شمارا کامل کنم.</description>
<pubDate>Thu, 31 Jan 2013 11:18:16 +0330</pubDate>
<dc:creator>dastan-sadeh</dc:creator>
<guid>dastan-sadeh.blogfa.com/post/699</guid>
</item>
</channel>
</rss>
